یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
چیزی جز مرگ توان مهار روح بیقرار و ناآرام تو را نداشت. هنوز باورم نشده که دیگر نیستی...
مگر میشود؟؟؟ چه درست دانسته بودی که باید بگذاری و بگذری...
یارای توصیفت را ندارم؛ هیچ واژه و عبارتی توان وصفت را ندارد... تویی که یگانه بودی و صاف و زلال همچون تمام آن اشعاری که ورد زبانت بود...
جایت کنارم خیلی خالی است رفیق نیمه راه.... داغ رفتنت تنها باور نبودنت شد....
آخرین قرارمان هنوز سرجایش هست، خودت که میدانی من هرگز هیچ کدام از قرارهایمان را فراموش نکردم و تو هم...
روح ناآرامت آرامش ابدی یافت دوست من... حالا من ماندهام و داغی که هرچقدر بزرگ باشد هرگز نبودنت را باورم نمیکند...
بلبشو - وبلاگ زندهیاد محمد صالحی
مجلس ترحیم محمد، سه شنبه ساعت ۱۵، مسجد اولیاء به آدرس خیابان دامپزشکی، نرسیده به جی. برای آنهایی که هنوز باور نکردهاند...
نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه | لینک
|
