تبليغاتX
بوی خاک
قفل یعنی كلیدی هست

 

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهایتان زخم دار است

با ریشه چه می‌کنید؟

گیرم که بر سر این بام

بنشسته در کمین پرنده‌ای

پرواز را علامت ممنوع می‌زنید

با جوجه‌های نشسته در آشیانه چه می‌کنید؟

گیرم که می‌زنید

گیرم که می‌برید

گیرم که می‌کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید؟

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

اجتماع عظیم حامیان موسوی در اصفهان با حضور خاتمی

نتیجه حقیقی انتخابات ریاست جمهوری آنقدر مشخص است که کسی نمی تواند در قطعی بودن پیروزی میرحسین شک بکند. این را تمام کسانی که خود را به خواب نزده اند و از حال و هوای نقاط مختلف کشور باخبرند، می دانند.

اجتماعات خودجوش، صددرصد مردمی و صدها هزار نفره حامیان موسوی در شهرهای مختلف کشور و نتایج نظرسنجی های نهادهای حکومتی هم موید همین نظر است و راه را بر هرگونه شرح و تفسیر می بندد.

از این رو به نظر می آید آقای احمدی نژاد و دولت ایشان از این پس دو راه بیشتر پیش روی نداشته باشند. راه نخست این است که رئیس دولت نهم، منافع ملی را بر منافع فردی و باندی خود و اطرافیانش ترجیح دهد و با تمکین به نظر مردم، شرایط را برای گردش آرام و مسالمت آمیز قدرت فراهم آورد.

اما واقعیت این است که انتظار پذیرش این امر از جانب دولتیان کاملا غیرواقع بینانه است. سابقه آنها در استفاده تمام و کمال از امکانات دولتی و هرگونه ابزار موجود برمبنای تئوری هدف وسیله را توجیه می کند، برای حفظ قدرت (آنهم قدرتی که با مشقت به دست آورده اند) هم این نگاه بدبینانه را اثبات می کند.

بنابراین تنها راه دوم برای بقا باقی می ماند. نام احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات با نصف به اضافه یک آرای واجدین شرایط اعلام می شود اما چون روشن است که آرای میرحسین از احمدی نژاد بسیار بالاتر است، به ناچار آرای او را نیز نزدیک به احمدی نژاد عنوان می شود.

به عنوان مثال با فرض شرکت حدود 35 میلیون نفر در انتخابات، آرای احمدی نژاد برای پیروزی در همان دور اول چیزی در حدود 18 تا 19 میلیون یعنی اندکی بیش از نصف به اضافه یک واجدین شرایط و آرای موسوی در حدود 1۲ تا 13 میلیون اعلام خواهد شد. بقیه آرا هم بین دو نامزد دیگر تقسیم خواهد شد. اینگونه هم احمدی نژاد رئیس جمهور باقی می ماند و هم چون در ظاهر فاصله آنچنانی بین آرا وجود ندارد، نتایج اعلام شده هم محل زیادی از ارعاب ندارد.

اینکه احمدی نژاد و مهندسان انتخاباتی او تا چه اندازه در عملیاتی کردن این تئوری موفق باشند، مشخص نیست اما آنچه روشن است این است که به جز این راهی برای حفظ قدرت برای آنها باقی نمانده است.

13 توصیه مهم ستاد مهندس موسوی به هواداران برای رای دادن

هشدار: در روز رای گیری خودکار خود را همراه داشته باشید

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

تهران این روزها و شب ها با تهران چهار سال پیش قابل مقایسه نیست. نه، با هیچ زمان دیگری قابل مقایسه نیست.  اتفاقی که یکشنبه شب در نقاط مختلف تهران افتاد و تجمع چند ده هزار نفره سبزپوشان حامی میرحسین که پایتخت را تا چند ساعت پس از نیمه شب به طور کامل تحت کنترل خود درآوردند، هم در تمام 30 سال گذشته بی نظیر بود و هم پیروزی فاصله دار موسوی را لااقل در تهران قطعی کرد.

همین الان که این چند سطر را می نویسم، بیش از 20 هزار نفر از حامیان موسوی میدان ولی عصر و خیابان های منتهی به آن را به تسخیر خود درآورده اند و در حال شعار دادن هستند. حامیان احمدی نژاد هم با نسبتی کمتر از یک بیستم حامیان میرحسین در محل حاضر هستند. از حامیان کاندیداهای دیگر که اثری مشاهده نمی شود. شرایط در دیگر مناطق شهر هم همین است.

قدیمی ترها هم چنین روزهایی را فقط در زمان انقلاب به یاد می آورند. صدای فروپاشی امپراتوری دروغ و ریا و اقتدارگرایی سهمگین تر از همیشه به گوش می رسد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

رفتار احمدی نژاد در جریان مناظره با کروبی، من را یاد جلسه استیضاح کردان انداخت. کردان که در آن جلسه کار خودش را تمام شده می‌دید، هر کاری را که لازم بود انجام داد و هر دروغی که هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد گفت تا در قدرت باقی بماند. کاری که درست مشابه آن در دو مناظره قبلی احمدی‌نژاد و به خصوص مناظره با کروبی توسط رئیس دولت نهم تکرار شد.

حالا دیگر تاکتیک احمدی‌نژاد در مناظره‌ها مشخص شده است. او که می‌داند در شرایط عادی توان برابری با رقبای خود را ندارد، چنان حجم بالایی از دروغ در انواع و اقسام حوزه‌ها را سرهم می‌کند که طرف مناظره نه فرصت پاسخگویی به آنها را دارد و نه اساسا روحش از آنها باخبر است.

احمدی‌نژاد به خوبی از گزارش‌های ویژه برخی نهادها و سازمان‌های حکومتی درباره فضای انتخابات باخبر است و به همین علت درست مانند کردان تنها راه نجات را در پیروی از مرحوم گوبلز یافته و آنقدر به بافتن دروغ‌های بزرگ ادامه می‌دهد که شاید درصدی از آنها بگیرد و زمینه بقای او و هم‌سلکانش در قدرت را فراهم کند.

اوج این کذابی را می‌توان در آنجا دانست که رئیس دولت دروغ، با هدف تحت الشعاع قرار دادن بحث زهرا رهنورد در مناظره با موسوی،‌ چندین بار مدعی اهانت به همسرش در روزنامه اعتمادملی شد تا هم پروژه مظلوم نماییش را ادامه دهد و هم کروبی را از وقایع درونی روزنامه‌اش بی‌خبر جلوه دهد.

احمدی‌نژاد چنان با قاطعیت مدعی شد که سند اهانت به همسرش در روزنامه اعتمادملی را به همراه دارد که کروبی هم باورش شد احتمالا این مسئله صحت دارد و به همین علت از او نخواست تا آن اسناد را در برابر دوربین قرار دهد. درصورتی‌که اگر کروبی این خواسته را مطرح می‌کرد، احمدی‌نژاد هیچ چیز برای ارائه نداشت. همانگونه که وقتی کروبی از او خواست نام تنها پنج کشوری که از او خواسته‌اند الگوی مدیریتش را به آنها ارائه کند ببرد، درماندگی از چهره‌اش مشخص بود.

منابع اطلاعاتی و مشاوران احمدی‌نژاد به طور قطع، فضای اجتماعی کشور را برای رئیس خود تشریح کرده‌اند. به احتمال زیاد خود او هم در مسیرهای مختلفی که تردد می‌کند، مردم و جوانان سبزپوشی را می‌بیند که نقاط مختلف پایتخت را کاملا تحت کنترل خود گرفته‌اند. گاز اشک‌آور اشکشان را درمی‌آورد، با باتوم مضروب می‌شوند، زمین می‌خورند اما دوباره می‌ایستند و علیه دروغگویان و دولتشان شعار می‌دهند.

برای دولت دروغ راهی به جز افزودن بر حجم دروغ‌هایش برای حفظ قدرت باقی نمانده است؛‌ همانطور که کردان هم تصور می‌کرد با افزودن بر دروغ‌هایش می‌تواند در قدرت باقی بماند. عاقبت کردان که آن شد، جزای احمدی‌نژاد چه می شود؟

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

روزنامه یاس نو شنبه در 24 صفحه منتشر می شود. اینجا هنوز زندگی در جریان است...

گفت و گویم با تلویزیون فارسی صدای آمریکا درباره عملکرد انتخاباتی صداوسیما را هم می توانید در این آدرس مشاهده کنید.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

هرچقدر خشم و عصبانیت طرفداران احمدی نژاد و مسئولان درولت دروغ از اقبال گسترده عمومی به میرحسین موسوی برایم قابل درک است، دلیل ناراحتی و نگرانی طرفداران آقای کروبی از این مسئله را درک نمی کنم.

روز سه شنبه آقای زیدآبادی، دبیرکل محترم سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت طی یادداشتی که در صفحه آخر روزنامه اعتمادملی منتشر شده، مطالبی را مطرح کرده که جز تعجب و تاسف نمی توانم نکته دیگری را درباره اش بیان کنم.

آقای زیدآبادی در این یادداشت ابتدا با صدور یک حکم قطعی و غیرقابل تجدیدنظر مدعی شده که احمدی نژاد حتی به اندازه مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری سال 84 رای ندارد! و شکست او در انتخابات پیش رو قطعی است.

وی سپس این حکم قطعی! را مبنای تحلیل خود قرار داده و با اذعان به پیشتازی مهندس موسوی در انتخابات و احتمال بالای پیروزی او در دور نخست، وضعیت مهدی کروبی را وضعیتی بینابینی (بین احمدی نژاد و موسوی) عنوان کرده است.

آقای زیدآبادی در آخر نتیجه گرفته برای ممانعت از پیروی میرحسین در دور نخست انتخابات! باید رقابت اصلی مابین کروبی و موسوی برقرار شود. وی در عین حال تلاش کرده ژستی موجه هم برای تئوری خود اتخاذ کند و با بافتن آسمان و ریسمان به هم، پیروزی موسوی در دور نخست را به ضرر جنبش اصلاحات دانسته است.

از سوی دیگر، اکبر منتجبی هم که ابتدا در روزنامه های نزدیک به مشارکت می نوشت، روزی در اتاق فکر ستاد هاشمی مشغول شد، یک روز دیگر خود را خبرنگار ویژه خاتمی خطاب کرده و وعده داده بود هر زمان لازم بود برای او کار می کند، بعدا در شهروند امروز طرفدار کروبی شده بود و علیه خاتمی می نوشت، سپس قاطعانه از میرحسین موسوی حمایت کرد و وعده داد کروبی هم به نفع او کنار می کشد و در آخر پس از کاندیداتوری موسوی او را رها کرد و مجددا طرفدار کروبی شده، در یادداشتی که در صفحه دو همان شماره اعتمادملی منتشر شده، دلخور از موج اجتماعی شکل گرفته در حمایت از میرحسین، موسوی و احمدی نژاد را مشابه هم دانسته است.

واقعا نمی دانم چه بگویم!

دوستان درست مانند همان زمانی که انواع و اقسام اخبار دروغ و تخریبی را درباره خاتمی و حامیانش می نوشتند، اکنون هم بخش اعظم توان و انرژی خود را صرف تخریب موسوی و حامیانش کرده اند. آنچه در این میان توسط این آقایان فراموش شده دشمن مشترک است که چند روزی است به شماره افتادن نفس هایش کاملا آشکار شده است.

اساسا اگر مشکل بر سر این دشمن مشترک نبود که افرادی مانند آقای زیدآبادی از جرگه تحریمیون به اردوگاه کروبی نمی پیوستند یا امثال من پس از انصراف شوکه کننده خاتمی، از میرحسین حمایت نمی کردیم.

نمی دانم این دوستان تا کی قرار است این تخریب ها و تحلیل های آبکی را ادامه دهند و چشم خود را بر واقعیت های جامعه ببندند. واقعا راست گفته اند کسی که خواب است را می توان بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده نمی توان. آنقدر راحت از شکست قطعی احمدی نژاد آنهم در دور اول و آنهم با آرایی کمتر از دور اول انتخابات 84 سخن می گویند که گویی از یک کره دیگر در حال رصد کردن فضای سیاسی – اجتماعی ایران هستند.

خوشحالم که مجموعه حامیان موسوی و به خصوص شخص ایشان و همچنین شخص آقای کروبی و اکثریت تیم انتخاباتی ایشان، هنوز وارد این فضاهای دشمن شادکن نشده اند و امیدوارم که شرایط تا پایان هم به همین روال ادامه یابد.

موسوی و کروبی نباید با هم رقابت کنند چون این مسابقه اساسا بین آنها نیست. این مسابقه، مسابقه ای است که یک روی آن حریفی تا بن دندان مسلح به انواع و اقسام ابزار و امکانات قرار دارد که ثابت کرده هیچ ابایی از انجام هر کار ممکن و به هر وسیله ای، برای بقای خود ندارد.

با وجود این، موج سبزی که اکثر نقاط کشور را فرا گرفته و روز به روز هم در حال گسترش است، می تواند به کابوس سیاه چهار ساله دولت دروغ و ریا پایان دهد. این اتفاق مبارک را فدای نگاه و بغض شخصی خود نکنید. 

میرحسین موسوی: باید راه سعید حجاریان را ادامه دهیم

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

1 ) بوی تکرار دوم خرداد می آید. این را تنها من همیشه بدبین نمی گویم. بهزاد نبوی، مردی که به واقع بینی در عالم سیاست شهره است هم همین اعتقاد را دارد. این روزها تهران و بسیاری از شهرهای کشور سبز سبزند. موج سبز حامی میرحسین در آستانه شکستن سد دروغ و ریا و تزویر و استبداد و اقتدارگرایی است. این موج اگر تا 22 خرداد همینگونه پیش برود، هیچ مانعی جلودارش نیست.

2 ) بعد از جلوگیری از انتشار یاس نو، دسته جمعی به صدای عدالت کوچ کردیم. صدای عدالت تریبون جدید اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی و مجموعه نیروهای دموکراسی خواه است اگرچه امیدواری زیادی به بازگشایی یاس نو هم وجود دارد. تاکنون دو یادداشت در این روزنامه نوشته ام که اولی را می توانید اینجا و دیگری را که با تیتر رایحه خوش شکست، در شماره دوشنبه 11 اردیبهشت منتشر شده اینجا مطالعه کنید. سایت صدای عدالت هم که فعلا خیلی اشکال دارد در آدرس sedayedalat.net قابل مشاهده و مراجعه است.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

1 ) نظام جمهوری اسلامی در سال 1392 کماکان نظام جمهوری اسلامی است. یک نگاه منصفانه و واقع بینانه به توانایی ها و پتانسیل های اپوزسیون که هدف خود را براندازی رژیم سیاسی مستقر تعریف کرده است در کنار توانایی ها و پتانسیل های نظام برای حفظ خود، نشان می دهد که انتظار براندازی سیستم بر اثر یک عمل رادیکال انقلابی هیچ چیز بیش از یک توهم شیرین از ذهنی متوهم و اتوپیازده نیست.

حمله نظامی و تکرار تجربه افغانستان و عراق نیز فارغ از اینکه دورنمایی از آن وجود داشته باشد یا نه، اساسا موضوع بحث نیست.

در بیهودگی تز تحریم انتخابات هم همین بس که تئوریسین های آن در جنبش 60 میلیون امضا و خروج از حاکمیت، هم اکنون بدون پاسخگویی درباره عملکرد گذشته خود که به هر حال یکی از دلایل شکل دهی وضعیت کنونی است، به اردوگاه فردی پیوسته اند که نماد شرکت در انتخابات تحت هر شرایط ممکن و ورود به حاکمیت است.

در چنین شرایطی است که شرکت تمام قد در انتخابات و حمایت از کاندیدایی که لااقل بخشی از مطالبات و دیدگاه های من را نمایندگی می کند، تنها گزینه ممکن و از قضا واقع بینانه ترین گزینه برای برون رفت از شرایط فعلی است.

در شرایطی که در یک طرف رقابت، رئیس دولت مستقر قرار دارد که ابایی از استفاده از انواع و اقسام امکانات مالی و رسانه ای کشور به نفع خود ندارد، رای ندادن به رقیب او تنها به معنای رای دادن به خود اوست. به عبارت روشن کسی که در این انتخابات به یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب موجود رای ندهد، تفاوتی با کسی که به احمدی نژاد رای می دهد، ندارد.

نباید فراموش کرد اقتدارگرایی زمانی خود را تثبیت می کند که نمایندگان آن در نظام سیاسی مستقر موفق به تثبیت خود شوند. ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد از این جهت که او و روش هایش را برای حداقل چهار سال آینده تضمین می کند، چکی سفید امضا به رئیس دولت برای اجرایی کردن هرآنچه در چهار سال گذشته نتوانست یا نخواست انجام دهد، به حساب می آید.

از این منظر، رای دادن به هرکدام از رقبای اصلاح طلب احمدی نژاد علاوه بر آنکه مخالفت با روند پی گرفته شده توسط دولت نهم و اقتدارگرایان در چهار سال گذشته است، یک نه بزرگ به اقتدارگرایی و تثبیت آن محسوب می شود. 

2 ) واقعیت این است که به شخصه تفاوت چندانی در دیدگاه ها و مواضع میرحسین موسوی با مهدی کروبی نمی بینم. هر دوی این افراد در موضع گیری های متعدد و مختلفی که تاکنون داشته اند، با اندکی تفاوت دغدغه های شخصی من را که بیشتر در حوزه آزادی های سیاسی، مدنی و اجتماعی، حقوق بشر و نیز محیط زیست هستند، پاسخگو بوده اند.

در این میان حتی شاید بشود نمره بالاتر را به کروبی داد که با هیجان (و نه الزاما شفافیت) بیشتری، به طرح مطالبات آوانگارد در این حوزه ها می پردازد.

اما واقعیت این است که عنصری که در قول و عمل میرحسین موسوی وجود دارد و نقطه تمایز او با دیگر کاندیدای اصلاح طلب به شمار می آید، صداقت اوست. صداقتی که آن را در میرحسین بسیار بی ریا و خالص یافته ام.

میرحسین به معنای واقعی کلمه همین است که هست. او برخلاف دیگران که این روزها برای جلب یک رای بیشتر دست و پا می زنند و هرآنچه به آن اعتقاد ندارند و تاکنون مخالفش عمل کرده اند را به عنوان وعده های انتخاباتی خود مطرح می کنند، آنچه را بدان اعتقاد دارد و درست می داند، بیان می کند و از بابت تاثیر آن بر آرایش هم نگرانی به دل راه نمی دهد.

او هم زمان هم مدرن ترین بیانیه درباره آزادی مطبوعات را صادر می کند و هم از بسیج دفاع می کند. هم منشور حقوق بشرش مطابق با استانداردهای جهان شمول حقوق بشر است و هم اعتقادش به آنچه اصول اسلام ناب محمدی می خواند را به صراحت بیان می کند.

صداقت متاع کمیاب بازار سیاست ایران است و موسوی چنین متاعی را در این آشفته بازار به عرضه گذاشته است. 

در همین راستا:

چرا موسوی؟ - گفتمان اصلاحات

چرا میرحسین؟ - آش ایرونی

انعکاس:

لینک این نوشته در بالاترین

این یادداشت در نوروز

این یادداشت در یاری

این یادداشت در سلام

این یادداشت در موج سوم

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  |