تبليغاتX
بوی خاک
قفل یعنی كلیدی هست

 

چند وقتی است كه موجودی به نام علم‌الهدی كه معلوم نیست این یكی دو ساله از زیر كدام بوته به عمل آمده، خطبه‌های نماز جمعه مشهد را به محلی برای مزخرف‌گویی خود تبدیل كرده است. این آقا كه به بركت روی‌كارآمدن دولت نهم متوجه شده بهترین و كوتاه‌ترین راه برای معروف شدن، افراط در بیان سخنان بی‌سروته است،‌ تقریبا تمام خطبه‌های هفتگی خود را به تحقیر زنان و بدگویی علیه آنها به بهانه بی‌حجابی،‌ بدحجابی یا حضور در هرگونه فعالیت‌های اجتماعی، اختصاص می‌دهد.

مدتی پیش در یادداشت كوتاهی كه برای سایت نوروز نوشته بودم به برخی از مواضع طالبانی این آقا اشاره و عنوان كردم كه اندیشه‌های بنیادگرایانه به مدد روی كار آمدن دولت نهم در كشور تقویت شده‌اند. اما آنچه باعث نگارش این چند خط شد نه مواضع چندش‌آور مكرر امام جمعه مشهد بلكه اقدام غیرحرفه‌ای و عجیب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در پوشش خبری خطبه‌های اخیر اوست.

درحالیكه علم‌الهدی در نماز جمعه هفته گذشته مشهد، به سیاق سابق نسبت به زنان این مملكت عقده گشایی كرده، متاسفانه ایسنا بدون كوچكترین توجهی آن بخش از خزعبلات او كه اكثریت زنان و دختران ایرانی را به علت آنچه زرق و برق و پوشیدن لباس‌های رنگی عنوان شده به هرزگی متهم كرده‌، بر روی خروجی خود قرار داده است.

این درست كه صادرات كلامی امام جمعه مشهد دیگر تكراری شده و حساسیتی را برنمی‌انگیزاند اما این به معنای آن نیست كه هر سخن یاوه‌ای كه توسط او بیان شد به خصوص اگر حاوی الفاظ مسلم توهین‌آمیز علیه بخش قابل توجهی از جمعیت كشور بود، بر تلكس رسانه‌ای مانند ایسنا قرار بگیرد. امری كه متاسفانه رخ داد تا روند نگران كننده خبرگزاری دانشجویان ایران با مدیریت جدید ادامه داشته باشد. (منظور من در اینجا به طور قطع همكاران خبرنگارم در این مجموعه نیست بلكه مستقیما متوجه مدیریت آن است)

امیدوارم برای اعتبار حرفه‌ای ایسنا و حفظ باقی‌مانده اعتماد مخاطب هم كه شده این قبیل اشتباهات تعمدی نباشد و اراده اصلاح آنها در نزد مسئولان این خبرگزاری وجود داشته باشد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

در صورت قطعی شدن نامزدی مصطفی پورمحدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری و راهیابی احتمالی او همراه با محمود احمدی‌نژاد به دور دوم انتخابات،‌ كدام گزینه مطلوب است؟

الف) برای مقابله با اختناق و وحشت به پورمحمدی رای دهید.

ب) برای جلوگیری از جنایت علیه بشریت به احمدی‌نژاد رای دهید.

تبصره: محال كه نیست!

پ.ن: ما حامیان دكتر معین برای مقابله با اختناق و وحشت به هاشمی رای می‌دهیم.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

0 ) پس از طرح مباحث متعدد درباره نامزدی مهدی كروبی و محمد خاتمی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در روزهای اخیر، تعداد زیادی از دوستان به طرق مختلف درخواست داشتند تا هم موضع شخصی خود و هم موضع حزب كارگزاران سازندگی را در این خصوص تشریح كنم. تاكید می‌كنم كه بنده هیچگونه عضویتی در حزب كارگزاران ندارم و از طرف این حزب صحبت نمی‌كنم. من تنها عضوی از تحریریه روزنامه كارگزاران هستم، و موارد زیر نیز تنها برداشت شخصی است كه پس از گفت‌وگوهای متعدد با چهره‌های ارشد احزاب اصلاح‌طلب از جمله حزب كارگزاران، حاصل شده‌ است.

1 ) در میان اصلاح طلبان به جز اعتماد ملی و برخی تك‌چهره‌ها و گروه‌های حاشیه‌ای كه اساسا وجود خارجی آنها محل سوال است، هیچ سخنی (تاكید می‌كنم هیچ سخنی) درباره حمایت از كروبی در انتخابات آینده نیست. شخص كروبی هم به خوبی می‌داند كه حتی در صورت راضی نشدن خاتمی به كاندیداتوری، تنها وقوع یك سلسله اتفاقات محال است كه می‌تواند باعث حمایت اصلاح‌طلبان از او بشود و البته ناگفته پیداست است كه بدون این حمایت، پیروزی كروبی مقابل احمدی‌نژاد فقط یك توهم خنده‌دار است.

2 ) همانطور كه غلامحسین كرباسچی، دبیركل حزب كارگزاران سازندگی اعلام كرده، خبری كه به نقل از او درباره حمایت از كروبی در برابر خاتمی در وبلاگ اكبر منتجبی عزیز نقل شده، ناقص بوده، ضمن آنكه این قبیل سخنان كه در محافل غیررسمی و دوستانه بیان می‌شوند، مواضع رسمی و نهایی این حزب هم نیست. برای اطلاع دوستان و خوانندگان عزیز عرض می‌كنم كه اكثریت مطلق اعضای حزب كارگزاران از كاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات دفاع می‌كنند و در صورت كاندیداتوری او، این حزب با تمام توان از وی حمایت می‌كند.

3 ) تكثر آرا و عقاید در میان همه انسان‌ها و به خصوص روزنامه نگاران یك امر كاملا طبیعی است. هیچ دلیلی ندارد كه اگر یك روزنامه نگار در یك مقطع زمانی معتقد به روش یا منش سیاسی خاصی بود تا پایان عمرش هم بر همان نظر باقی بماند، عقل پویای بشر هم این مسئله را توجیه می‌كند. عقاید و نظرات یك انسان می‌تواند به دفعات در طول زندگی او دچار تغییر و تحول شود و كسی را نمی‌توان به این دلیل مورد مذمت قرار داد. اما طبیعی است كه تغییرات بنیادین پیاپی در رفتار و گفتار یك فعال سیاسی، شائبه فرصت‌طلبی او را موجب شود.

4 ) مدل شخصی مطلوب من برای انتخابات پیش‌رو، نامزدی همزمان سیدمحمد خاتمی و مهدی كروبی است. وقوع این اتفاق محاسن و تبعات مثبت فراوانی را به دنبال دارد كه سعی می‌كنم در آینده و در یك مطلب جداگانه آنها را تشریح كنم.

مرتبط:

خاتمی یا كروبی؟ - مهران كرمی

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

بوی خاك همه جا پیچیده

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

تو این یكی دو هفته اخیر،‌ اتفاق خیلی جالبه افتاده! بسیاری از كسانی كه حتی با استدلال‌های محكم مخالف كاندیداتوری خاتمی در انتخابات بودند،‌ وقتی برخی حمایت‌ها از كروبی رو دیدند، حالا به شدت از نامزدی خاتمی دفاع می‌كنند.

این اتفاق فقط یكی از نتایج مثبت نامزدی كروبی است...

پ.ن: ستاد ملی جوانان حامی خاتمی كار خود را آغاز كرد. این اولین ستاد سراسری محمد خاتمی است كه كار خود را برای حضور در انتخابات آینده آغاز كرده است. من هم همراه با ۸۷ نفر از جوانان فعال كشور در حوزه مطبوعات، سینما، فرهنگ، سیاست و ... این بیانیه را امضا كرده‌ام. 

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

  

منتقدان یا مخالفان جمهوری اسلامی در وبلاگستان، از دو موضع كلی در قبال اصلاح‌طلبان برخوردارند: یك عده از این افراد، اعتقاد دارند اصلاح‌طلبان اگرچه در نهایت ذیل مجموعه نظامی با نام جمهوری اسلامی تعریف می‌شوند اما چون تا حدودی به برخی ارزش‌های مدرن مانند آزادی، دموكراسی، حقوق بشر و.... پایبندند و برای تحقق آنها تلاش می‌كنند، باید از آنها حمایت اصولی صورت بگیرد. ضمن اینكه حق نقد صریح و بی‌رحمانه گفتار و رفتار ایشان نیز محفوظ است.

دسته دیگر اصلاح‌طلبان و اقتدارگرایان را سروته یك كرباس می‌دانند و به عنوان مثال معتقدند كه هیچ تفاوتی میان خاتمی با خامنه‌ای نیست. مدعیان اصلاح‌طلبی اگر از رقیب خود خطرناكتر نباشند، كم‌خطرتر هم نیستند و به هر طریق ممكن باید با آنها و قدرت گرفتنشان در ساختار سیاسی مقابله كرد.

در سال‌های اخیر و در بسیاری از مواقع، یك ائتلاف تاكتیكی نامنظم میان دسته اول منتقدان و اصلاح‌طلبان شكل گرفته كه نمونه بارز آن را می‌توان در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری مشاهده كرد؛ جاییكه بسیاری از منتقدان و حتی قلیلی از مخالفان جمهوری اسلامی با درك شرایط موجود و دریافت پیام اصلاح‌طلبان پیشرو و نامزد آنها یعنی دكتر مصطفی معین، به حمایت از او پرداختند.

اما در سوی دیگر میدان، اردوگاه دیگر منتقدان و مخالفان وجود دارد كه شاید اولویت را حذف اصلاح‌طلبان به قول خود حكومتی از صحنه سیاسی كشور تعریف كرده‌اند و معتقدند كه هرگونه رشد و نمو این طیف از نیروهای اجتماعی – سیاسی (به خصوص در ایامی مانند انتخابات) به تحكیم پایه‌های نظام منجر خواهد شد و از این منظر حتی ترجیح می‌دهند تا به جای اصلاح‌طلبان، اقتدارگرایان بر مسند قدرت در ایران قرار بگیرند تا به خیال خود، روند سرنگونی جمهوری اسلامی را تسریع كنند.

این دسته طیفی از بلاگرهای داخل و خارج از ایران را در بر می‌گیرد كه به سه مجموعه قابل تقسیم‌بندی هستند:

1 ) افراد شناخته‌شده‌ای كه با نام و نشان واقعی خود چه در داخل و چه در خارج از كشور، وبلاگ می‌نویسند. این دسته فارغ از درستی یا نادرستی روش و منششان، افرادی قابل احترام هستند كه در حد خود، هزینه فعالیت سیاسی انتقادی را تقبل كرده‌اند و از این منظر قابل ستایش هستند.

2 ) اشخاصی كه در داخل كشور با نام مستعار و غیرواقعی وبلاگ می‌نویسند. این عده درحالیكه اصلاح‌طلبان را به ضعف در برابر قدرت و زبونی در پرداخت هزینه لازم در راه ارزش‌هایی مانند آزادی و دموكراسی معرفی می‌كنند، حتی جرات و جسارت ابراز مخالفت با جمهوری اسلامی با نام و نشان واقعی خود را ندارند. آنها كه در پستوی خانه‌های خود و در لابه‌لای صفحات بی‌انتهای اینترنت پنهان شده‌اند اما به اصلاح‌طلبان ایراد می‌گیرند كه چرا از پرداخت هزینه در راه اصلاح‌طلبی ابا دارید؟!

3 ) وبلاگ‌نویسان مخالف جمهوری اسلامی و اصلاح‌طلبان كه در خارج از ایران به سر می‌برند و با نام غیرواقعی می‌نویسند. اینها بزدل‌ترین و بی‌وجودترین اپوزسیون نظام هستند. افرادی كه اگرچه امنیت ‌و آسایششان تضمین شده‌ است ولی حتی از بیان نام و نشان حقیقی خود ابا دارند و درعین‌حال تخطئه اصلاح‌طلبان جزء ثابت گفتارشان است. حتی دسته دوم هم به این جماعت شرف دارد! 

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

محمدجواد روح پس از آنكه متوجه شد چه اشتباهی كرده و هیچ بهره‌ای از 360 درجه آزادی وعده داده شده احمدی‌نژاد نبرده، ‌صمیمانه تر را به بلاگ اسپات كوچ داده است.

روح روزنامه نگاری ایران از این پس در خانه جدید می‌نویسد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

پس از آنکه سایت خبری موج سوم (پایگاه اطلاع رسانی کمپین انتخاباتی دعوت از سیدمحمد خاتمی) اقدام به انتشار مصاحبه ای موج سوم از ابراهیم رها، طنزنویس کرد که طی آن روزنامه های اعتماد و کارگزاران به سانسور دیدگاه های حامیان نامزدی آقای خاتمی در انتخابات آینده شدند، قرار شد تا بنده در مصاحبه ای جداگانه پاسخ این اتهام ناروا را بدهم.

بدون شک، کمترین توجه به صفحات روزنامه کارگزاران و آرشیو آن اثبات می کند که  این روزنامه تمام اخبار مرتبط با آقای خاتمی اعم از مواضع ایشان و حامیانشان را بی کم و کاست منتشر کرده به گونه ای که حجم مطالبی که در دفاع از کاندیداتوری آقای خاتمی در کارگزاران به چاپ رسیده حداقل 10 برابر مطالب انتقادی و مخالف است. بدیهی است که عملکرد روزنامه های اعتماد و اعتماد ملی در این خصوص هیچ ارتباطی به این روزنامه ندارد.

با این وجود، برخی دوستان که در حسن نیت آنها شکی نیست، احتمالا از سر بی توجهی اقدام به انتشار اخباری می کنند که حاصل آن در شرایط کنونی جز سوءاستفاده مخالفان اصلاحات هیچ چیز دیگری نیست. به هر حال در این مصاحبه که با سایت موج سوم انجام دادم و دوستان عزیز سایت یاری (دیگر سایت اصلی حامی آقای خاتمی) نیز آن را انعکاس دادند، تلاش کردم تا پاسخ این اتهام ناروا و غیرمنصفانه به روزنامه کارگزاران را بدهم.

امیدوارم دوستانی که مسئولیت سایت های انتخاباتی حامی نامزدی آقای خاتمی را برعهده دارند، با پرهیز از رفتار احساسی توجه بیشتری به انتشار برخی اخبار داشته باشند تا هم جلوی بروز سوءتفاهمات گرفته شود و هم زمینه را برای سوءاستفاده مخالفان فراهم نکرده باشند.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

ممانعت از حق تحصیل دختران مسلمان به خاطر رعایت حجاب در فرانسه یا هر كشور دیگری، دقیقا به اندازه ممانعت از این حق طبیعی در ایران به علت بی‌حجابی یا بدحجابی، قبیح و محكوم است. هیچ تفاوتی وجود ندارد. اینجا به نام اسلام، عده‌ای از حق تحصیل محروم می‌شوند یا ناچار می‌شوند برای محروم نشدن از این حق بدیهی، به رنگی دیگر در بیایند و آنجا سكولاریسم افراطی است كه حقوق انسان‌ها را سلب می‌كند.

اجبار، اجبار است! آنان كه حجاب را بر زن ایرانی به زور تحمیل می‌كنند، نه می‌توانند و نه حق دارند آزادی حجاب زن مسلمان فرانسوی را مطالبه كنند.

با این وجود، اقدام نادرست دولت فرانسه در ممانعت از تحصیل دانشجویان محجبه، یكبار دیگر تقدم مفاهیم والای حقوق بشر بر هر ایدئولوژی و آئینی را به اثبات رساند. حقوق بشر و اعلامیه جهانی مربوط به آن، فارغ از دین، نژاد، رنگ و هر چیز دیگر مشابه اینهای آدمیان تدوین شده‌ است و درست به همین خاطر است كه نمی‌توان دین را بهانه‌ای برای چشم‌پوشی بر آن قرار داد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

پاسخی به انتقادات مطرح درباره دفاع از مرجعیت در برابر دولت 

 

سخنان اخیر محمد نوری‌زاد، كارگردان سریال تلویزیونی چهل سرباز و فیلم سینمایی قلعه كاوه در تخطئه مرجعیت، این تحلیل را در نزد برخی افراد به وجود آورد كه به دلیل صحت حرف‌های او درباره مراجع و فارغ از وابستگی این فیلم‌ساز به نهادهایی مانند دولت احمدی‌نژاد، اصلاح‌طلبان هم باید به حمایت از او بپردازند. این توقع البته در زمان اظهارات اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل هم ایجاد شده بود و چون برآورده نشد، باب انگ و اشكال‌گیری همیشگی علیه اصلاح‌طلبان را مجددا باز كرد.

این دو اتفاق باعث شد كه برخی اشخاص با این استدلال كه باید از هر اظهارنظری كه به بهبود شرایط كشورمان در داخل و خارج از كشور منجر می‌شود، حتی اگر از جانب مسئولان دولت نهم باشد حمایت كرد؛ سكوت اصلاح‌طلبان در برابر حملات جناح راست و رقبای هم‌جناحی احمدی‌نژاد به افرادی مانند نوری‌زاد و رحیم مشایی را به عنوان سندی دال بر فرصت‌طلبی این جریان تبلیغ كردند.

از جمله استنادات این افراد نیز گفت‌وگوی علی مزروعی درباره سخنان رحیم مشایی و گزارش من در كارگزاران درباره واكنش قم به وهن مرجعیت و نیز یادداشت كفن‌پوشان كجایید؟ بود. بنابراین لازم می‌دانم تا برای پاسخ به انتقادات فوق، توضیحاتی درباره اشتباه محاسباتی و فقدان نگاه استراتژیك در نزد این دوستان منتقد ارائه كنم تا شاید به تنویر بحث كمك كند. ضمن اینكه تاكید می‌كنم در اینجا سخنگویی اصلاح‌طلبان را برعهده ندارم و صرفا به بیان دلایلی كه از نظر خودم باعث این سكوت یا عدم حمایت بوده، اشاره می‌كنم.

1 ) آنهایی كه دفاع از مرجعیت در برابر حملات آقای نوری‌زاد را فرصت‌طلبی و اصلاح‌طلبی دولا دولا تلقی می‌كنند،‌ آیا اصولا توجهی به اصل سخنان او داشته‌اند و آیا تمام مطلب وی را با دقت مطالعه كرده‌اند؟؟؟ آیا توجه داشته‌اند كه نوری‌زاد در برابر حذف مراجع از امور حكومتی، چه مدلی را به عنوان جایگزین پیشنهاد می‌دهد؟؟؟ با توجه به واكنش‌های منفی علیه گزارش بنده، احتمال می‌دهم اینگونه نباشد، بنابراین اصل مدل جایگزین این فیلم‌ساز حامی احمدی‌نژاد را اینجا می‌آورم تا دوستان متوجه خطرات اجرایی شدن این نظرات باشند: «وقتی رهبری صاحب‌سخن و شجاع كه پیش از ظهور هر خطری، زنگ‌ها را به صدا درمی‌آورد، اداره جامعه ما را هم به لحاظ شرعی و هم قانونی برعهده دارد، هرگز در اندازه احدالناسی حتی یك مرجع نیست كه بخواهد برای یك امر حكومتی، خط و نشان تعیین كند.» یا «ای كاش مراجع به جای دخالت در كارهایی كه به حوزه‌های دیگر مربوط است، با شجاعت تمام می‌آمدند و میلیاردها وجه مقلدین‌شان را به حساب دفتر رهبر كه خود مرجعی شجاع، مدیر، مدبر و متقی است و امتحانش را در عرصه‌های گوناگون پس داده و اداره یك كشور و توجه به انتظارات یك جهان با اوست، واریز می‌فرمودند.»

همانطور كه از این مطلب مشخص است، هدف نوری‌زاد از به حاشیه راندن مرجعیت، نه جایگزینی یك ساختار عرفی و دموكراتیك بلكه فربه كردن و قدرتمندتر ساختن نهاد ولایت فقیه است. اینجاست كه موافقت و حمایت از تنها یك بخش از سخنان نوری‌زاد و تخطئه اصلاح‌طلبان به علت عدم حمایت از آن، دقیقا مصداق گفتن لا اله بدون بیان الا الله است. آیا وقتی مدل پیشنهادی جایگزین مرجعیت، تقویت بیش از پیش ولایت فقیه است، باز هم باید از آن حمایت كرد؟؟؟ و اگر كار اصلاح‌طلبان در اینجا فرصت سوزی است كار منتقدان دیگر چه نام دارد؟؟؟

2 ) در یك نگاه كلان، تمام فعالان سیاسی دموكراسی طلب و تحول خواه در ایران باید این نكته كلیدی را به خاطر داشته باشند كه اصلی‌ترین مانع در راه برقراری یك نظام دموكراتیك در ایران، وجود دولت رانتی – نفتی تمامیت‌خواه است. در برابر این دولت (به معنای عام) كه تقریبا تمام حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی كشور ما را در اختیار خود دارد، اولین راهبرد باید تقویت نهادهای مستقل از قدرت باشد. نهاد مرجعیت با تمام ایرادهای قطعا وارد بر آن، یكی از اصلی‌ترین این سازمان‌هاست.

امروز دولتی در ایران بر سر كار است كه اگرچه در هدفی استراتژیك، مقابله با روحانیت سنتی از جمله مراجع را دنبال می‌كند اما در عوض تمام ابزار ممكن را برای تقویت اقتدارگرایی و بازتولید استبداد در كشور به كار گرفته است. سخنان نوری‌زاد هم دقیقا در این راستا قابل تحلیل است. مقابله عملی با این پروژه توسط نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و دموكراسی‌خواه اگرچه شاید دشوار و حتی دردآور باشد اما درعین‌حال اجتناب‌ناپذیر و واقع‌بینانه نیز است. مگر آنكه اصولا روش فعالیت سیاسی ما به قول سعید حجاریان، فعالیتی خیال پردازانه باشد.

3 ) اظهارات رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل هم از همین جنس است! اولا كه این سخنان هیچ پایگاه نظری در دولت نهم ندارد و ثانیا اگر هم داشته باشد، حمایت اصلاح‌طلبان از آن می‌تواند حساسیت نهادهای قدرت را افزایش دهد و به محتومیت بحث منجر شود.

4 ) دموكراسی در تمام جوامع، از دل نزاع اركان بالادستی قدرت به وجود آمده است. وظیفه قطعی تمام اصلاح‌طلبان در شرایط كنونی ایران، دامن زدن و تقویت این نزاع بدون مداخله در اصل كنش‌ها و واكنش‌های جریان حاكم است.

مرتبط:

اصلاح‌طلبی دولا دولا (طاها بذری)

یك دلیل برای بلاهت اصلاح‌طلبان (طاها بذری)

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

آیت‌الله حسنی، امام جمعه بی‌نظیر ارومیه (احتمالا) درنهایت به آرزویش رسید و توانست كار با اینترنت را یاد بگیرد. (احتمالا را به این خاطر گفتم كه مشخص نیست حسنی خودش اینترنت یاد گرفته یا اطرافیانش سایتش را آپ می‌كنند اما ما در اینجا فرض را بر آشنایی او با اینترنت می‌گذاریم)

سایت آیت‌الله غلامرضا حسنی اینجا قابل دسترسی است. 

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

هر چقدر كه حافظه تاریخی‌مان ضعیف باشد، فراموش كردن برخی مسائل را توجیه نمی‌كند؛ مسائلی كه اساسا فراموش شدنی نیستند. ماجرای «كفن‌پوشان» از این جمله است. جماعتی كه تا همین چند وقت پیش (مثلا سه سال) لحظه‌شماری آن را می‌كردند كه كتابی منتشر شود، روزنامه‌ای چیزكی بنویسد، شخصی چیزی بگوید، مجلس و دولتی مصوبه‌ای داشته باشد یا اصولا هر فعلی رخ بدهد كه با «ارزش»های آن روزشان نخواند؛ آنگاه بود كه خاموش كردن آتش خشم‌شان، آبی می‌طلبید كه در هیچ دریایی یافت نمی‌شد و پارچه‌هایی كه برای دوخت كفن‌های‌شان مصرف می‌شد، در هیچ بزازی نبود. از ایام برپایی تظاهرات خودجوش آن جماعت كه با حضور خودجوش و همیشگی خبرنگاران دوربین به دست رسانه ملی همراه بود، چندان نمی‌گذرد.

روزهایی كه اگر یك ناظر بیرونی درباره آن قضاوت می‌كرد، چه‌بسا به این نتیجه می‌رسید كه در ایران پس از دوم خرداد، تمام جبهه حق در برابر تمام جبهه باطل قرار گرفته است. آن هنگام كه حتی سخن گفتن از رابطه با آمریكا جرم بود و مستوجب مجازات و نام بردن از آزادی و تساهل و تسامح گناهی نابخشودنی، این كفن‌پوشان بودند كه یك تنه بار اجتماعی جریان مخالف اصلاحات را بر دوش می‌كشیدند و گاه با مشتان گره كرده در خیابان و گاه با میله‌گرد در سالن‌ها به استقبال مخالفان خود می‌رفتند. حافظه تاریخی ما ضعیف است اما هنوز واكنش‌های كفن‌پوشان به سخنان عبداللـه نوری، مهاجرانی، حجاریان، آقاجری و... یادمان نرفته، هنوز حضورشان در ردیف اول سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان را به خاطر داریم، هنوز راهپیمایی‌های خودجوش‌شان در اعتراض به یك خط از مطالب روزنامه‌ای را به یاد می‌آوریم؛ هنوز آن به آتش كشیدن‌های قیصریه به‌خاطر دستمالی در خاطرمان هست حتی اگر حافظه تاریخی‌مان ضعیف باشد.

شاید هم مشكل این روزهای ما از همینجا ناشی می‌شود كه از فراموش كردن برخی مسائل ناتوانیم. شاید به این خاطر هم هست كه وقتی اظهارات هر روزه ارشدترین مقامات دولتی در استقبال از برقراری رابطه با آمریكا و دوستی با مردم اسرائیل را می‌شنویم یا موضع‌گیری‌های علیه روحانیت و مرجعیت نزدیكان دولت را مشاهده می‌كنیم، از خود می‌پرسیم كه آن جماعت كفن‌پوش كجایند؟

و البته خیلی زود هم پاسخ پرسش خود را می‌دهیم؛ به هر حال این روزها «ارزش»ها به «اصول» بدل شده‌اند و حافظه تاریخی ما هم كه از اول ضعیف بوده است...

منتشره در كارگزاران

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

توصيه الهی من از طرف خدا و پيغمبر به مردم و مقامات عراقی اين است كه زير بار ذلت نرويد. این بخشی از اظهارات آیت‌الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان در خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران بود كه به وضوح از آثار وحی به ایشان است.

آیت‌الله جنتی البته در نماز جمعه این هفته تهران كلا یه طوری بود. او در سخنانش ابتدا تصریح كرد كه مشكلات در جمهوری اسلامی تمام شدنی نیست و ملت نباید در برابر آنها جزع و فزع! كنند؛ هشدار داد كه یك سكته یا تصادف ممكن است یكباره زندگی افراد را در هم بپیچد؛ از تمام افرادی كه تاكنون حقشان را ضایع كرده، حلالیت طلبید و در آخر برای تكمیل هنرنمایی‌هایش، پیام خدا و پیغمبرش را نیز به مردم و مقامات عراق، ابلاغ كرد.

خداوند آخر و عاقبت همه ما را در این ماه مبارك ختم بخیر كند...

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

اینكه اقتدارگرایان تمام نیروهای ویژه امنیتی – نظامی خود را بسیج كرده‌اند تا به هر طریقی مانع حضور خاتمی در انتخابات شوند، نشان می‌دهد كه این طیف به مدد رانت اطلاعاتی كه از آن برخوردار است، آگاه شده كه نامزدی رئیس جمهور سابق قریب‌الوقوع است و این برای ایشان از هر كابوسی وحشتناك‌تر است.

خط و نشان‌های این روزهای اقتدارگرایان علیه خاتمی، فضای سیاسی را مشابه روزهای پیش از دوم خرداد 76 ساخته كه جناح راست آن روزها انواع و اقسام ترفندها را برای جلوگیری از نامزدی خاتمی و سپس انصراف او به كار برد و البته از تمام این تلاش‌ها هیچ طرفی نبست.

امروز هم از سویی برادر حسین از خاتمی می‌خواهد كه اگر قرار است در انتخابات كاندیدا شود مانند كروبی!!! عمل كند و حسابش را با حامیانش مشخص كند و درعین‌حال به او هشدار می‌دهد كه پیروزی او در برابر نامزد اصولگرایان محال است و از سوی دیگر جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار می‌گیرد و ضمن آنكه بقای احمدی‌نژاد در كاخ ریاست جمهوری را به مصلحت نظام می‌داند، ردصلاحیت خاتمی توسط شورای نگهبان را هم قطعی عنوان می‌كند.

هر نقدی كه به خاتمی داشته باشم، هراسی كه مردان ویژه از او دارند برایم بسیار لذت بخش است! این همان سرمایه خاتمی است كه كاش قدرش را بداند...


بازتاب در سایت یاری


نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

سمیه توحیدلو در مطلبی با برشمردن برخی نقاط قوت احمدی‌نژاد (كه بعضا مورد قبول من نیز هستند)، نتیجه گرفته كه می‌توان به این دلایل رئیس دولت نهم را دوست داشت و سپس اعلام كرده كه این اتفاق افتاده و او احمدی‌نژاد را دوست دارد.

البته دوست داشتن یا نداشتن دیگران یك احساس كاملا شخصی است و به هیچ عنوان نمی‌توان شخصی را مجبور كرد كه فرد دیگری را به زور دوست داشته یا نداشته باشد. من هم كه اساسا چنین قصدی ندارم. ضمن اینكه همانطور كه اشاره كردم، برخی نقاط قوت در نزد احمدی‌نژاد وجود دارد كه امكان انكار آنها وجود ندارد. مانند حمایت قاطعانه و سفت و سخت از مهره‌های كلیدی خود كه از این نظر واقعا قابل ستایش و البته درس آموزی است.

اما حرف بر سر این است كه آیا وجود معدودی نقطه قوت در نزد یك شخص باید به احساسی همچون دوست داشتن او ختم شود یا اینكه در نهایت می‌تواند موجب تحسین فرد مورد اشاره شود؟ شخصا دومین گزاره را بیشتر می‌پسندم! به اعتقاد من می‌توان (و البته شرط انصاف نیز هست) كه در كنار ذكر تمام معایب شخص یا مقامی كه با او مخالف هستیم، محاسن احتمالی او را نیز بیان كرد اما حتی این مسئله نیز نمی‌تواند پیش‌شرطی برای دوست داشتن فرد فوق‌الذكر باشد.

من اگر جای سمیه توحیدلو بودم، ضمن آنكه متن مطلبم را تا حدودی متفاوت می‌نوشتم، تیتر آن را نیز چرا احمدی‌نژاد را قبول دارم؟ چرا احمدی‌نژاد را می پسندم؟ یا یك چیز دیگری مشابه اینها انتخاب می‌كردم نه چرا احمدی‌نژاد را دوست دارم؟ ولی من كه جای خانم توحیدلو نیستم!

دوست داشتن احساسی بزرگ است كه لایق انسان‌های بزرگ هم هست؛ چنین حسی را برای اشخاصی كنار بگذاریم كه لیاقت آن را دارند.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

با صدای بلند ای لشگر صاحب زمان؛ آماده باش آماده باش كه از بلندگوهای مسجد محل به گوش می‌رسه از خواب بیدار شدم و الان كه ظهر شده و دارم از خونه می‌زنم بیرون هنوز این آهنگ در حال پخش است. از اخبار هم كه خبر ندارم،‌ نكنه جنگ شده؟؟!!

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

مهدی آیتی، عضو شورای مركزی حزب اعتماد ملی در اعتراض به تصمیم شورای مركزی این حزب برای كاندیداتوری مهدی كروبی در انتخابات آینده ریاست جمهوری از سمت خود استعفا داد. آیتی درباره دلایل استعفای خود توضیحاتی داده كه بسیاری از پشت‌پرده‌ها و واقعیت‌های درونی این حزب مدعی اصلاحات را روشن می‌كند. پیش از این نیز افرادی مانند زمانی قمی و مقیمی از اعضای ارشد اعتماد ملی در اعتراض به ضدیت این حزب با اصلاح‌طلبان و شخص محمد خاتمی، ارتباط خود را با آن مجموعه قطع كرده بودند.

پیش‌بینی می‌كنم كه در آینده و به خصوص پس از قطعی شدن نامزدی احتمالی خاتمی، مسائلی از این دست مانند استعفای اعضای ارشد و عادی، باز هم در اعتماد ملی تكرار شود. اتفاقاتی كه واقعیت این حزب و شیخ آن را عیان خواهد ساخت.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

روایت است روزی ناصرالدین شاه از دولت بریتانیای كبیر به شدت خشمگین می‌شود. به این علت دستور می‌دهد توپ عظیمی بسازند و درون آن را با باروت پر كنند تا به وسیله آن بتوانند از تهران، لندن را بمباران كنند. امر همایونی، اطاعت می‌شود. روزی را به عنوان تاریخ شلیك توپ تعیین می‌كنند و مراسم باشكوهی در میدان توپخانه تهران به این مناسبت برپا می‌شود. اعلیحضرت هم همراه با اعوان و انصار به جایگاه مخصوص می‌روند تا مراسم را از نزدیك مشاهده نمایند. وقتی همه آماده می شوند با دستور شاهنشاه، توپ را به سمت انگلستان نشانه می‌روند و فیتیله آن را روشن می‌كنند. اما توپ كه غلط ساخته شده بود، به جای آنكه گلوله را شلیك كند، منفجر می‌شود و تعداد زیادی را به كشتن می‌دهد. ملازمان كه اوضاع را بدین صورت مشاهده می‌كنند به سوی شاه می‌روند و برای آنكه از خشم او بكاهند، می‌گویند: اعلیحضرت آگاه باشند كه این توپ وقتی در تهران چنین خسارتی به جا گذاشته، در لندن دیگر چه تلفاتی به بار آورده است!

پ.ن: مشابه سازی تاریخی كاملا بلامانع است.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

مژگان جمشیدی، خبرنگار روزنامه كارگزاران، جایزه سازمان حفاظت منطقه‌ای محیط زیست خلیج فارس در سال 2008 را از آن خود كرد. مژگان جمشیدی بی‌شك یكی از نوادر مطبوعات و فعالان حوزه محیط زیست است كه شجاعانه در برابر تخریب محیط زیست در سرتاسر ایران ایستاده و برای حفظ و حراست از منابع طبیعی بی‌نظیر كشورمان، تمام توان و زندگی خود را در طبق اخلاص گذاشته است.

فعالیت‌ها و تلاش های بی‌ادعای او در جهت صیانت از محیط زیست در ایران قطعا از فعالیت‌های سازمان متولی این امر بسیار بیشتر و مؤثرتر است. شخصا همواره اراده و روح والای او را تحسین كرده و از اینكه افتخار همكاری با او را دارم، به خود می‌بالم. این جوایز اگرچه حق مطلب را درباره دیده‌بان شجاع محیط زیست ایران ادا نمی‌كند ولی به‌هرحال مباركش باشد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

اینجا ایران است، قوی‌ترین كشور جهان! به شرط آنكه لااقل در ورزش قدرت اول جهان را از رتبه 50 شمارش كنند. به رده بندی نهایی المپیك 2008 پكن توجه كنید: از هشت كشور صدر جدول، پنج كشور جزو گروه هشت (G8) هستند كه غول‌های اقتصادی و صنعتی دنیا هستند. چین هم كه قهرمان المپیك شده از هر نظر قابل مقایسه با ایران نیست. استرالیا و كره جنوبی هم كه از بالاترین سطح شاخص‌های رفاه، پیشرفت و توسعه برخوردارند.

حالا به انتهای جدول توزیع مدال‌های المپیك نگاه كنید؛ جایی كه اگر نبوغ و مهارت شخصی هادی ساعی نبود ما هم الان در آنجا حضور داشتیم: ونزوئلا،‌ توگو، موریتیوس (نمی‌دانم اسمش را درست نوشتم یا نه؟)، مولداوی، اسرائیل، هند، افغانستان و.....

همین مقایسه ساده خیلی چیزها را ثابت می‌كند. اولین و طبیعی‌ترین نكته‌ای كه از رده بندی المپیك درمی‌‌یابیم این است كه موفقیت و پیشرفت در ورزش و دیگر حوزه‌های مانند آن رابطه مستقیمی با توسعه و پیشرفت كشورها دارد. به عبارت دقیق هر كشوری كه از سطح بالاتری از پیشرفت، توسعه و رفاه عمومی برخوردار است به همان میزان در ورزش موفق‌تر است. معنای دیگر این سخن آن است كه هر كشوری از نظر ورزشی نازل‌تر باشد از توسعه و پیشرفت كمتری هم برخوردار است.

توضیح ضروری: ورزش در اینجا تنها یك مثال است، استثناها هم كه به جای خود.

با این مقدمه كوتاه می‌توان با قاطعیت ادعا كرد فاجعه‌ای كه در روزهای اخیر بر كاروان المپیك ایران گذشت، نمایشی تمام عیار، شفاف و آشكار از مصیبتی است كه در سه سال گذشته و همزمان با روی كار آمدن دولت نهم بر كشور و جامعه ایران نازل شده است. فی‌الواقع دولت نهم و سردمدارانش اگرچه توانسته‌اند (و می‌توانند) با كمك دستگاه‌های تبلیغاتی عریض و طویل در اختیار خود و به مدد تبحر ویژه در فریب افكار عمومی، كنگره‌ای از مدعاهای دروغ و وقیحانه درباره موفقیت بی‌نظیر در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و.... ردیف كنند اما حال كه به مدد رویدادی چون المپیك، پرده‌ها برافتاده، دیگر هیچ شانتاژ و توجیهی نمی‌تواند افتضاح عملكرد دولت اصولگرا را از دید افكار عمومی پنهان كند.

در چنین شرایطی است كه یكایك فعالان جامعه مدنی ایران اعم از وبلاگ‌نویس، روزنامه نگار، خبرنگار، احزاب و NGOها و اعضای آنها و خلاصه تمام اقشار مرجع اجتماعی كه دغدغه نجات كشور از بحران كنونی را دارند، وظیفه دارند كه با تشریح رابطه مستقیم میان عملكرد فاجعه‌بار دولت نهم در سه سال گذشته و آنچه بر كاروان المپیكی ایران رفت و نیز آگاهی دادن به افكار عمومی درباره بروز شرایطی مشابه و حتی وحشتناك‌تر در حوزه‌های فوق‌الذكر دیگر بر اثر عملكرد دولت احمدی‌نژاد، شرایط را در افكار اجتماعی را برای تغییرات احتمالی در سال‌های آینده فراهم سازند.

مرتبط:

راز ماندگاری مدیران بی‌كفایت كشور (مهجاد)

ولخرجی برای ورزش (مشرك)

المپیك نماد توسعه (حسین مهدی‌زاده)

غیر مرتبط:

رفقای نیمه‌راه احمدی‌نژاد (كارگزاران)

ابهام در مواضع انتخاباتی اصولگرایان (كارگزاران)

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

صادقانه حرف زدن خیلی خوب است. حداقل فایده اینگونه سخن گفتن آن است كه مخاطب متوجه اصل مسئله می‌شود. بدیهی است كه چنین نتیجه‌ای برای كشوری كه لاپوشانی حقایق، دروغگویی و دوپهلو حرف زدن چه در میان عوام و چه در میان خواص قدمتی دیرینه دارد و امروزه به فرهنگی نهادینه تبدیل شده، غنیمت است.

آخرین مورد این صراحت كلام توسط فرمانده نیروی انتظامی كشور اتفاق افتاده است. آقای سردار احمدی‌مقدم اخیرا در قم گفته كه اگر طرح امنیت اجتماعی اجرا نمی‌شد، بی‌حجابی قطعی بود.

همین سخن رك و راست هم است كه فورا مخاطب را متوجه اصل مسئله می‌كند. نتیجه اولیه كه می‌توان از بیانات آقای سردار گرفت این است كه اگر زور نبود، خیابان‌های تهران و دیگر شهرهای ایران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام امروز پر از بی‌حجاب‌هایی بود كه با مینی ژوپ و تاپ یا لااقل بدون روسری و مانتو رفت و آمد می‌كردند.

نتیجه ثانویه این روراستی هم این می‌شود كه سه دهه پس از انقلاب اسلامی، حجاب به عنوان یكی از ارزش‌های اساسی و پایه‌ای آن دیگر هیچ جایگاهی در توده مردم ایران ندارد.

ایشان درعین‌حال تمام تلاش‌های دستگاه‌های تبلیغاتی مانند روحانیت و صداوسیما در سال‌های اخیر در اثبات دینداری جامعه و جوانان را با یك جمله خنثی كرده: دینداری‌های موسمی مانند حضور اقشار مختلف در مراسم مذهبی نمی‌تواند ملاك مناسبی برای بررسی میزان دینداری در جامعه باشد.

كاش تمام مسئولان نظام و مردم همیشه در صحنه صداقت و روراستی را از آقای سردار بیاموزند. اینجوری اصل تمام مسائل روشن می‌شود.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

گریه كن پدر جان! تمام اشك‌های دنیا را بریز. من كجای درد تو ایستاده‌ام؟؟؟

گریه كن پدر جان! من و تو هر دو از جنس دردیم اما درد من كجا و درد تو كجا؟؟؟

گریه كن پدر جان! اما مواظب باش با آن دستان زمختت، چشمان بی‌فروغت را آزار ندهی.

گریه كن پدر جان! گریه كن تا از خودم نفرت پیدا كنم؛ گریه كن تا انسان‌ها را بشناسم و با معنای انسانیت امروز آشنا شوم.

گریه كن پدر جان! من اینجا كنارت ایستاده‌ام اما نمی‌بینمت؛ گریه كن.

گریه كن پدر جان! مرا راهی به دنیای باشكوه اشك‌های تو نیست.

گریه كن پدر جان! تو همان انسان گوشت و پوست و خون داری هستی كه می‌آیی، رنج می‌كشی، له می‌شوی و می‌روی.

گریه كن پدر جان! این اشك‌ها و این دست‌ها عاقبت به ثمر می‌نشینند.

گریه كن پدر جان! من به قربان تمام آن تكه‌های مروارید وجودت...

 گریه كن پدر جان! من اشك‌هایت را نمی‌بینم؛ قول می‌دهم! فقط بگذار من هم با تو بگریم...

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

حزب موتلفه اسلامی یكی دیگر از نشانه‌های نارضایتی خود از عملكرد «محمود احمدی‌نژاد» را همزمان با افزایش انتقادات اشخاص و احزاب گوناگون اصولگرا و به‌ویژه روحانیون سنتی محافظه‌كار از دولت نهم، به نمایش گذارد. دبیركل این حزب مهم اصولگرا در سخنانی كه می‌توان آن را هشداری صریح به رئیس دولت نهم دانست، تاكید كرد كه «موتلفه در شرایط مساوی، یك روحانی را برای برعهده گرفتن پست ریاست‌جمهوری مناسب‌تر می‌داند.» «محمدنبی حبیبی» دلیل تمایل موتلفه به ریاست‌جمهوری یك روحانی را اینگونه شرح داد: «یك روحانی اشراف كاملی به مسائل اسلامی دارد و از آنجا كه روح حاكم بر نظام ما روح اسلامی است، فردی كه در مصدر امور قرار می‌گیرد هر چقدر مطلع‌تر از این موازین باشد، بهتر است.» اعلام تمایل حزب موتلفه اسلامی به ریاست‌جمهوری یك روحانی در شرایطی صورت می‌گیرد كه «سیدرضا اكرمی» عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز به‌عنوان یك تشكل روحانی بانفوذ جریان است سنتی باانتقاد شدید از «ضعف مدیریتی دولت نهم در برطرف كردن مشكلات اقتصادی و معیشتی»، تاكید كرد: «در صورت برطرف نشدن این مشكلات به نظر نمی‌رسد كه مردم در انتخابات آتی بار دیگر به احمدی‌نژاد رای بدهند.» از سوی دیگر، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز هم اعلام كرد كه این تشكل، بحث «دولت وحدت ملی» را در جلسات آینده خود پیگیری می‌كند. دولت وحدت ملی، ایده تعدادی از روحانیون سرشناس و تاثیرگذار وابسته به طیف معتدل جناح راست برای مقابله با «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری است.

ادامه مطلب را در كارگزاران بخوانید.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  |